سیاست خاطره؛ آنچه از ایران میماند
روزبه کردونی یادداشت روزنامه اطلاعات سیاست خاطره، یعنی جامعه آگاهانه تصمیم بگیرد چه تجربههایی را ثبت، حفظ و در دسترس قرار دهد؛ نه برای تحمیل یک روایت رسمی از گذشته، بلکه برای آنکه حافظه عمومی به صدای یک گروه، یک شهر یا یک نسل محدود نماند. پرسش اصلی این است: چه کسی در آرشیو حضور دارد؟ صدای کدام روستا، گویش، خانواده، زن، کارگر، مهاجر یا بازمانده جنگ ثبت شده است؟ و چه تجربهای، بیآنکه شنیده شود، به فراموشی سپرده میشود؟ ۲۷ اکتبر، روز جهانی میراث سمعیوبصری، یادآور همین مسئولیت است؛ مسئولیت نسبت به فیلمها، عکسها و صداهایی که از زندگی جمعی ما باقی میمانند. اینها فقط اشیای آرشیوی نیستند. گاه یک صدای ضبطشده، یک فیلم خانوادگی یا تصویری از کوچهای که دیگر وجود ندارد، بیش از دهها سند رسمی نشان میدهد مردم چگونه زندگی میکردند، چه میگفتند، از چه رنج میبردند و به چه امید میبستند. اما این میراث شکننده است: حلقه فیلم فرسوده میشود، نوار صوتی کیفیتش را از دست میدهد و فایل دیجیتال نیز ممکن است با تغییر فناوری از دسترس خارج شود. «باد جن» ناصر تقوایی نمونهای روشن از این مسئله است. فیلم با