سیری در اندیشههای میشل فوکو در گفتوگو با فرهاد قربانزادهربطی؛
فیلسوف امکان، متفکر اکنون فوکو به ما میآموزد نسبت به بدیهیترین امور نیز پرسشگر باشیم به گفته قربانزادهربطی: «در دهه هفتاد و حتی بخشی از دهه هشتاد شمسی، فوکو بیش از آنکه خوانده شود، نقل میشد. بسیاری از مفاهیم او، مانند گفتمان، قدرت، اپیستمه، تبارشناسی یا زیستقدرت، وارد ادبیات علوم انسانی شد، اما گاه بدون آنکه منظومه فکری او به درستی فهم شده باشد.» یکی از ضعفهای مطالعات فوکو در ایران این است که هنوز ارتباط او با سنت تاریخ علم فرانسه، آنگونه که باید، شناخته نشده است. بسیاری فوکو را مستقیماً در کنار دریدا، دلوز یا پساساختارگرایی قرار میدهند، درحالیکه ریشههای فکری او را باید در آثاری چون باشلار، کانگیلم و کویره نیز جستوجو کرد. اتفاقاً کتاب «دیرینهشناسی عقل علمی میشل فوکو» از گری گاتینگ که ترجمه کردهام، دقیقاً از همین منظر اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که پروژه دیرینهشناسی فوکو چگونه از دل سنت تاریخ علم و فلسفه علم فرانسه سر برمیآورد و چرا بدون شناخت آن سنت، فهم پروژه فکری او ناقص خواهد بود. شناخت فوکو در میان اصحاب علوم انسانی ایران نسبت به گذشته بسیار پختهتر شده است، اما