#شبهات_و_پرسمان / ترکمنچای؛ نماد ننگ تاریخی یا فرمول بقا؟
ابطال منطق «امتیاز برای ماندن» عهدنامه ترکمنچای (۱۸۲۸ م) نقطه پایانی بر دور دوم جنگهای ایران و روسیه بود که با عقبنشینی دربار قاجار، به واگذاری همیشگی ایروان و نخجوان، سلب حق کشتیرانی نظامی در دریای خزر، پرداخت غرامت سنگین، پذیرش کاپیتولاسیون و دخالت روسیه در تعیین ولیعهد انجامید. این پیمان نه امنیت آورد و نه ثبات، بلکه بستر یک قرن و نیم مداخله خارجی و عقبماندگی ساختاری کشور را فراهم ساخت. پیش از انعقاد ترکمنچای، مردم ایران پیروز نبرد بودند. غیورمردان آذربایجان داوطلبانه راهی خطوط مقدم شدند، مراجع و علمای دین فتوای جهاد صادر کردند و تودههای مردم حتی با ابزار ابتدایی در برابر توپخانه و ارتش منظم تزار ایستادند؛ تا جایی که در سال ۱۸۲۶ میلادی شهرهای اشغالی آزاد شد و عملاً معاهده گلستان از اعتبار ساقط گردید. بسیج تودهای میتوانست نفوذ مرجعیت دینی و طبقات مردمی را بالا ببرد. ایلچی، نماینده مذاکرات، اراده دولت و منافع ملت را فدای زدوبند و رشوههای خارجی کردند. گره اصلی در ساختار حاکمیت بود، نه اراده ملت. تلاش برخی چهرههای واداده برای مقایسه گلستان و ترکمنچای و فضیلتتراشی برای دومین مصا