شلیک به رزمندگان در میانۀ جنگ کورش علیانی
گاه حرف نیاز به اطناب و بحث ندارد. اگر کسی نمیبیند که اسرائیل و آمریکا در جنگ با ایران هستند و این جنگ یک آن متوقف نشده، با بحث و استدلال هم نخواهد دید. و باز اگر نمیبیند که در این جنگ رسانه و اقتصاد نیز چون عرصهی نظامیگری عرصههای نبرد هستند، باز هم کاری نمیتوان برای چنین کسی کرد. مگر بر او نمرده به فتوای حافظ نماز کنیم. باز اگر نمیبینند که بیش از دو دهه است که بخش بزرگی از توان رسانهای دشمنان ایران صرف حیثیتزدایی از رسانهی ملی شده و تصویری خمود و منزوی و بیمخاطب از آن میسازند فقط چون اثرگذار است، دیگر همان نماز حافظانه هم به کاری نخواهد آمد. اسرائیل-اینترآشغال و شبکههای دیگر ساختند، هر روز در فضای مجازی هزاران بار به رسانهی ملی حمله کردند، بازوهای رسانهای داخلی و خارجی خود را به کار گرفتند و در زمان جنگ نظامی به ساختمان شیشهای حمله کردند و باز کسانی نمیبینند که این رسانه نه تنها یک دارایی ملی است که یک سنگر موثر علیه دشمن است. میگویند به رسانه نقد وارد است. مگر رسانه خدا است که به آن نقد وارد نباشد؟ اما اگر به برنوی قدیمی میراثی نقد وارد باشد، آدم عاقل آن را آن هم در کشاکش نبرد میشکند و در آتش میاندازد؟ در همین چند روزه دست کم سه ماجرای پر دامنه علاوه بر چندصد سناریوی ریز علیه رسانهی ملی پدید آمده است. یک مجری پیشین با استناد به این که کسی در خیابان او را نمیشناسد مدعی میشود آمار مخاطب صدا و سیما ساختگی است. واقعا؟ یک روز سوار مترو بشوید، سوار بیآرتی بشوید، ببینید چند بار از گوشی مردم صدای برنامههای به وقت ایران و پاورقی و زمانه و صبحانهی ایرانی را میشنوید. این یعنی مخاطب نداشتن؟ البته که من آن شهادت را تکذیب نمیکنم.