شکستن قالبهای اتوکشیده
در روزهایی که جامعه هنوز هم نیاز به شنیدن روایتهای تازه از جنگ اخیر دارد، ثبت هنرمندانه مقاومت مردم در این نبرد، پای خود را به تولیدات تلویزیونی کشانده است؛ مسألهای که فراتر از سرگرمی و از جنس تبیین است. مجموعه «سرو، سپید، سرخ» که فصل جدید آن بهتازگی به اتمام رسیده، شاهد حضور کارگردانهای برجستهای بود که هرکدام جنگ را از یک زاویه مشخص و با قصهای تازه روایت کردند. حضور راما قویدل در این مجموعه، آوردهای از جنس اعتبار، وسواس و قوام تکنیک بود. قویدل فیلمسازی است که همیشه در پی ماجراجویی در فضاهای بسته و انسانیترین لایههای درام بوده و این بار نیز دست روی نقطهای ملتهب و ظریف گذاشته بود: انسانیزدایینکردن از آدمهایی که پشت لباسها و جایگاهها پنهان شدهاند. اهمیت تولید آثاری از این دست، درست در عبور از تعارفات رسمی و نزدیککردن فاصلهها معنا پیدا میکند؛ تلاشی صادقانه برای شنیدن و دیدن همزمان یک مامور و یک جوان به موازات هم. قویدل در گفتوگوی خود با جامجم، از پشتصحنه پرچالش این اپیزود گفته و تاکید میکند که کارهای ساده و معمولی را خیلی دوست ندارد و هنوز عاشق تجربهکردن است.