خاخبار خبرگزاری‌های ایران
همه اخبار ← حوادث ← «صبح که می‌رویم، امید نداریم برگردیم»؛ روایت سوخت‌بران شرق کرمان/ همس…
«صبح که می‌رویم، امید نداریم برگردیم»؛ روایت سوخت‌بران شرق کرمان/ همسرم با من می‌آید تا اگر اتفاقی افتاد،با هم بمیریم
حوادث

«صبح که می‌رویم، امید نداریم برگردیم»؛ روایت سوخت‌بران شرق کرمان/ همسرم با من می‌آید تا اگر اتفاقی افتاد،با هم بمیریم

منبع: خبرآنلاین

مردی سوخت‌بر از یکی از روستاهای شهرستان ریگان استان کرمان به #خبرآنلاین : با وجود اینکه از سال ۱۳۸۸ در این خطم و کار سوخت‌بری می‌کنم، هنوز حتی یک خانه هم برای خودم ندارم. ما از شهرستان بم در استان کرمان، به اندازه پنج بشکه سوخت بار می‌زنیم و به سمت ایرانشهر می‌رویم. اگر از خطرهای مختلف، مثل دزدها و تصادف، در امان بمانیم و به دلیل سرعت بالایی که داریم واژگون نشویم یا با خودروی دیگری برخورد نکنیم، می‌توانیم سالم به مقصد برسیم. بعد از تخلیه سوخت، ۱۰ میلیون تومان گیرمان می‌آید؛ در حالی که ۱۵۰ میلیون تومان هم سهم مندی‌داری [مَندی‌دار یعنی فردی که محل دپوی سوخت دارد] است که بار را به‌صورت قرضی در اختیارمان گذاشته است. بعضی از کسانی که در مسیر سوخت‌بری تصادف می‌کنند و زنده‌زنده در آتش می‌سوزند، برای فرار از دست دزدها یا مأموران با سرعت زیادی رانندگی می‌کنند. گاهی با تریلی یا خودروهای دیگر برخورد می‌کنند. بارشان هم بنزین است و مثل بمب می‌ماند؛ ممکن است با کوچک‌ترین برخوردی، خودرو آتش بگیرد و بسوزد. گاهی همسرم خودش با من به مسیر سوخت‌بری می‌آید. می‌گوید نمی‌خواهم تو را در جاده تنها بگذارم؛ اگر