همه اخبار
صوت | صندلی آخر اتوبوس
بعضی از آدمها درست وقتی وارد زندگیت میشوند که فکر میکنی دیگر هیچکس تورا نمیفهمد اتوبوس تقریباً خالی بود. ساعت از 9 شب گذشته بود و باران شیشها را تارکرده بود پسر خستهتر از آن بو که حتی بیرون را نگاه کند.