قالیباف و شريعتمداری؛ دیالکتیک نقد و تبیین هادی ابراهیمی
نگارنده معتقد است "در فضای پیچیده سیاسی امروز، هرگونه تعامل میان شخصیتهای برجسته، فراتر از یک مکاتبه و یادداشت شخصی، در واقع یک عملیات تبیینی است. بررسی متقابل یادداشت جناب آقای شریعتمدارى و پاسخ جناب آقای قالیباف، اگرچه در ظاهر یک تذکر و پاسخ است، اما در باطن، الگویی نوین از روایت یک خبر در افکار عمومی است که میتواند در برابر ترفندهای رسانههای مزدور و معاند، سدّی مستحکم باشد. به نظر میرسد اگر به دقت در متن تذکر دلسوزانه آقای شریعتمدارى بنگریم، با رویکردی پیشگیرانه و بصیرتمحور روبرو هستیم. ایشان با نگاهی تیزبینانه مثل همیشه، بر لزوم پرهیز از خوشبینیهای سادهانگارانه به دشمن تأکید میکنند. از دیدگاه ایشان، دشمن هرگز بدون هدف تحسین نمیکند و ترفند تغییر پایگاه اجتماعی را برای جدا کردن شخصیتهای اثرگذار از ریشههای انقلابیشان به کار میگیرد. این تذکر، در واقع یک سپر دفاعی است تا سرمایه اجتماعی و مردمی افرادی نظیر آقای قالیباف در برابر نفوذهای نرم و عملیات روانی دشمن مصون بماند. در مقابل، پاسخ جناب آقای قالیباف، تبیینی از مدیریت در میدان است. ایشان در ابتدا، با لحنی منطقی و متین مثل آقای شريعتمداری، سوابق مجاهدانه و دغدغهمندی آقای شریعتمداری را ارج نهادند و تذکر ایشان را به نشانه برادر دینی پذیرفتند. این تکریم متقابل، نشاندهنده آن است که در جبهه انقلاب، عزت و تواضع همزمان در کنار هم قرار دارند. به لحاظ روششناسی بر این باور هستم که با تفکیک دقیقی که میان مبنا و ابزار صورت گرفته، آقای قالیباف تبیین کردند که مذاکره، نه جایگزین مقاومت، بلکه ابزاری برای پیشبرد همان مقاومت است؛ ابزاری که در آن عقلانیت انقلابی جایگزین تندرویهای غیرمنضبط ودوقطبی ساز میشود.