قصه خواهر و برادر ایرانی در ناگویا؛ سهم ویژه یک خانواده در بازیهای آسیایی
حضور یک خواهر و برادر در کاروان ایران در بازیهای آسیایی آنها را در تاریخ ورزش ایران جاودانه می کند. ثابت فر، مادر دو ورزشکار: تانیا بر سر دوراهی قرار گرفت. جایی که شاید همه ما یکبار هم که شده، در آن گیر کردهایم؛ جدیتر شدن کلاسهای درسی یا پیشرفت در ورزش حرفهای. تانیا، پارو زدن در آبها را انتخاب کرد و ما حمایت کردیم. فقط یک تداخل زمانی ساده در والیبال، طاها را وارد مسیر ملیپوش شدن در شمشیربازی کرد. وقتی هر دو گفتند بالاخره با تیم ملی داریم به بازیهای آسیایی میرویم، خستگی همه این سالها از تنم بیرون رفت؛ انگار همه رفتوآمدها جبران شد. البته فقط برای خودم خوشحال نیستم. میخواهم نتیجه زحماتشان را بگیرند و حال خودشان خوب باشد و حس خوبی را تجربه کنند. قصه تانیا و طاها کارگرپور که حالا یکی در هتل و دیگری در کروز در ناگویا اقامت دارد، قصه خانوادهای است که سالها کنار انتخابهای فرزندانش ایستاده و در تمام سختیهای این مسیر، پابهپای آنها پیش رفته. خانوادهای که به استعداد و علاقه فرزندانش اعتماد کرده و از امتحان کردن نترسیده خانواده دو ورزشکار که به قول تانیا بالاخره با هم راهی بازی