قهرمانهای بدقلق در ادبیات کودک؛
کودک حق دارد شخصیت دوستداشتنی داستان نباشد؟ شخصیتهای داستانهای کودک همیشه خوشرفتار، مهربان و آمادهی یادگیری نیستند. رامونا دردسر درست میکند، پیپی جوراب بلند قواعد بزرگسالان را به هم میزند و «تخمهی بد» از همان عنوان، خواننده را با داوری دربارهی شخصیت روبهرو میکند. این شخصیتها پرسشی دربارهی ادبیات کودک پیش میکشند: آیا داستان باید رفتار درست را به کودک آموزش دهد، یا میتواند به او اجازه دهد با شخصیتهایی روبهرو شود که اشتباه میکنند، دیگران را کلافه میکنند و همیشه مطابق انتظار رفتار نمیکنند؟ ️کودکان همیشه مهربان نیستند. گاهی حسادت میکنند، دروغ میگویند، چیزی را که متعلق به دیگری است برای خودشان میخواهند یا از انجام کاری که بزرگترها درست میدانند سر باز میزنند. ممکن است خودشان هم نتوانند دلیل رفتارشان را توضیح دهند. ادبیات کودک میتواند این موقعیتها را به داستان تبدیل کند؛ داستانی که در آن رفتار نادرست دیده میشود، اما شخصیت به همان رفتار فروکاسته نمیشود ️تصویر کودکی در ادبیات، تا اندازهای به تصوری بستگی دارد که بزرگسالان از کودکی دارند. اگر کودکی را دورهای سرشار