مارکو روبیو و تقابل تمدنی ایران و غرب احمدحسین شریفی
برخی گمان میکنند سخنان مارکو روبیو، وزیر امور خارجه فعلی آمریکا، درباره تقابل تمدنی غرب با ایران (از یونان باستان و دوران هخامنشیان و خشایار شاه) نگاهی تازه و مختص به ترامپ و روبیو و سایر دولتمردان فعلی آمریکا است! در حالی که این نگاه از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در میان دولتمردان و استراتژیستهای غربی و آمریکایی وجود داشته است. که اوج آن را در کتاب نظریه برخورد تمدنها، از سموئل هنتینگتون، میتوان دید. خیلی پیشتر از روبیو و حتی هنتینگتون، میتوان از جرج شولتز، وزیر امور خارجه آمریکا در دولت ریگان (در زمان جنگ تحمیلی نخست) یاد کرد که در یک جمله مشهور گفت: «انقلاب اسلامی، خطرناکترین دشمن مشترک تمدن غرب در سراسر تاریخ آن است» اینها خوب فهمیدهاند که تقابل انقلاب اسلامی و لیبرال دموکراسی، یک تقابل ذاتی و وجودی است. اختلاف آنها درباره تعداد واگنهای قطار یا لوکوموتیوران نیست؛ بلکه اختلاف در ریلگذاری است. در عمیقترین لایههای هستیشناسی و معرفتشناسی اختلاف دارند؛ نوع نگاه آنها به انسان و ارزش و در نهایت به سبک زندگی و شیوه حکمرانی متفاوت است. البته تفاوت نگاه روبیو و ترامپ، با اسلافشان در این است که اینها تقابل را میان «ایران» و «غرب» تصویر میکنند؛ به همین دلیل، از تقابل با تمدن ایرانی و فرهنگ ایرانی و حتی ژنتیک ایرانی سخن میگویند؛ اما اغلب اندیشمندان غربی و سایر دولتمردان غربی، به درستی، تقابل را میان تمدن نوین اسلامی، با محوریت جمهوری اسلامی ایران، و تمدن لیبرال دموکراسی، با محوریت ایالات متحده آمریکا، میدانند. و بدون تردید، همانطور که اندیشمندانی همچون هنتینگتون پیشبینی کردهاند، پیروز نهایی این تقابل وجودی، تمدن نوین اسلامی به رهبری جمهوری اسلامی ایران است.