ماموریت دشوار شصتچی
خنداندن مخاطب ایرانی همواره بهدلیل پیشینه غنی فرهنگی، سواد طنز بالا و استفاده مستمر شهروندان از کنایه، ایهام و خردهروایتهای طنزآمیز، امری بسیار پیچیده و دشوار بوده است. در دوران کنونی، با گسترش فراگیر شبکههای اجتماعی، دگرگونی در شیوههای ارتباطی و تولید بیوقفه شوخیها، کاریکاتورهای متنی و میمهای لحظهای، این چالش برای تولیدکنندگان تصویر و نمایش به بالاترین سطح ممکن رسیده است. مخاطبی که در طول شبانهروز با حجم عظیمی از شوخیهای بدون واسطه و گزنده مواجه است، بهسادگی در برابر قاب تصویر واکنش خنده نشان نمیدهد. در چنین مختصاتی، ساخت مجموعههای کمدی در رسانه ملی که به شکل طبیعی در چارچوبهای سازمانی، محدودیتهای ساختاری و بروکراسیهای مرسوم قرار دارد، کاری بغایت دشوار است. با وجود تمامی این موانع، مجموعه تلویزیونی مرد سه هزار چهره بهعنوان سومین فصل از این دنباله داستانی پرمخاطب، با بازآفرینی مسعود شصتچی و اتکا بر ایده قرار گرفتن انسانی معمولی در ساختارهای نامتناسب توانسته در نقطه تلاقی توقعات فزاینده مخاطبان و معذوریتهای رسانه رسمی توجه مخاطبان را بهخود معطوف کند.