مخاطب و عصر شکار لحظه اردشیر زابلیزاده
گاهی یک مقام سیاسی ممکن است در چند ساعت، دهها جمله مهم بگوید، درباره موضوعات مهم کشور موضع بگیرد و در چندین دیدار رسمی شرکت کند. اما در نهایت، آنچه در فضای رسانهای میماند، نه سخنان او، بلکه یک حرکت چندثانیهای مقابل دوربین باشد. این اتفاق، یک حاشیه ساده رسانهای نیست، بلکه هشداری جدی درباره ضرورت بازنگری در مدیریت ارتباطات غیرکلامی مقامات عالی کشور است. در ماجرای اخیر که یک حرکت کوتاه از یک مقام عالی سیاسی در جریان یک دیدار خارجی، به سرعت در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و حتی روایتهای متفاوتی درباره معنای آن شکل گرفت، فارغ از اینکه واقعیت ماجرا چه بوده است، یک پرسش اساسی مطرح میشود: آیا مقامات سیاسی و تیمهای رسانهای آنان هنوز با منطق رسانههای سنتی رفتار میکنند، در حالی که مخاطب وارد عصر شکار لحظه شده است؟ در رسانه سنتی، خبرنگار تلاش میکرد کل رویداد را روایت کند، اما در رسانه اجتماعی، گاهی یک قاب، جای کل رویداد را میگیرد. دوربین دیگر فقط ابزار ثبت مراسم نیست، ابزار انتخاب لحظه است. عکاس و فیلمبردار ممکن است ساعتها یک مقام را دنبال کنند، اما مخاطب نهایی فقط چند ثانیه از آن حضور را ببیند. همین چند ثانیه نیز میتواند جدا از متن اصلی، با تیتر، کپشن، موسیقی، تدوین یا توضیحی خاص منتشر شود و معنایی کاملاً متفاوت پیدا کند. اینجاست که زبان بدن اهمیت پیدا میکند. در مطالعات ارتباطات غیرکلامی، وضعیت بدن، نگاه، فاصله، حرکات دست، نحوه تعامل فیزیکی و حالت چهره، بخشی از نظام ارتباطی انسان محسوب میشوند. اما در ارتباطات سیاسی، این نشانهها یک ویژگی مضاعف دارند: بهشدت در معرض بازنمایی رسانهای هستند.