مرتضی برزگر در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
در روزهای اول سوگ، انسانها نمیتوانند به عمق اندوه برسند نویسنده رمان «اعترافات هولناک یک لاکپشت مرده» در این گفتوگو، از تحلیل روانشناختی شخصیت «ضیا» و واکنشهای متناقض او در برابر فقدان همسرش میگوید. او از ریتم سریع داستان و تلاشش برای به تصویر کشیدن تضادها و دوروییهای انسان مدرن در مواجهه با فناپذیری پرده برمیدارد. سوگواری در انسانها به شیوههای مختلف انجام میشود. از آنجایی که گذشته هر آدمی متفاوت است، روشش در مواجه با فقدان و سوگواری متفاوت است. و ضیا داستان بعد از مرگ کانی میل شدیدی به غذاخوردن پیدا میکند. انگار که دارد به جای کانی به زندگی ادامه میدهد. انگار که هنوز نتوانسته جهان را بدون کانی تصور کند. گویی به ظاهر روح کانی در کالبد ضیا حلول کرده و وادارش میکند به زیاد خوردن و شبیه لاکپشت شدن. و همه اینها در راستای سهم اضطراب و سوگواری ضیا از فقدان کانی است. کلا در جهان واقع هم وقتی آدمها با سوگ مواجه میشوند در روزهای اول خیلی نمیتوانند که به عمق اندوه برسند. یعنی وقتی ما با فقدان عزیزی مواجه میشویم خیلی کارهای دیگر انجام میدهیم. باید به مراسمهای خاکسپاری و بعد