مرور کتاب «مرد بیاسلحه»؛
اتحاد غیرمنتظره ابرقدرتها؛ بازخوانی پرونده جنگ ایران و عراق «مرد بیاسلحه» فقط خاطرات یک دیپلمات نیست؛ متن، خواننده را با تناقضی روبهرو میکند که در قلب دیپلماسی نهفته است: گاهی برای رسیدن به یک نتیجه انسانی، دیپلمات ناچار میشود از ابزارهای سیاسی استفاده کند؛ اما آیا هر ابزار سیاسی با وظیفه اخلاقی و حقوقی یک نهاد بینالمللی سازگار است؟ کتاب «مرد بیاسلحه» با عنوان فرعی «تقلای محرمانه یک دیپلمات برای آزادسازی گروگانها و پایان دادن به یک جنگ»، نوشته جیان دومنیکو پیکو، با ترجمه سیدمرتضی موسوی و پژوهش جواد موگویی از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. اهمیت کتاب برای خواننده ایرانی بیش از هر چیز در بخشهایی است که پیکو از پرونده جنگ ایران و عراق و سپس مذاکرات پیچیده برای آزادی گروگانهای غربی در لبنان روایت میکند؛ مذاکراتی که در نهایت به یکی از بحثبرانگیزترین تجربههای دیپلماسی سازمان ملل در اواخر جنگ سرد منتهی میشود. در بخش مربوط به جنگ ایران و عراق، پیکو از پروندهای سخن میگوید که از نظر او در ابتدا در چارچوب مناسبات جنگ سرد فهمیده نشد. در روایت او، دو ابرقدرت آن دوره، یعنی آمری