مرور«شاعرانههای سرباز دوره چهارم»؛
دفترچهای از قوطی سیگار؛ روایتی که با نخ و سوزن گره خورد فرقی نمیکند جنگ بین کدام جبهه با کدام فرقه باشد؛ حتی مهم هم نیست که سربازهای جنگی چه چهره و زبان و ملیتی دارند، چون تنها چیزی که لابهلای شریانهای خون در میدانهای جنگ جاری میشود، «زندگی» است. کتاب «شاعرانههای سرباز دوره چهارم» روایتی از رنج همین اسارت است در قالب کلمات؛ اینکه چطور بتوان زنده بود در حالی که اردوگاه و زندانبانهایش برای مرگت آستین بالا زدهاند. اما مرگ به تنهایی توصیف مناسبی برای شرایط پیچیده اردوگاههای بعثی نیست چون در آنجا، با دریغ کردن سادهترین و پیش پا افتادهترین امکانات مورد نیاز زیست روزانه انسان نیز تلاش میکردند تا کرامت اسیران را نه تنها خدشهدار کرده که حتی از بین ببرند. شعاعالدین در بخشی از کتاب به همین درد اشاره میکند: «نفهمیدم چند ساعت از شب گذشته، ولی یکدفعه سر از کار قوطیها درآوردم و فهمیدم داشتن یک قوطی کجوکوله و کمارزش هم میتواند نعمت بزرگی برای آدم باشد. دو نفر از قوطیدارها گوشه آسایشگاه رفتند و توی ظرفشان ادرار کردند!» ️«شاعرانههای سرباز دوره چهارم» بیشتر از آنکه یک کتاب مستند