مصدق و سیاستهایش در «بر لبه تنهایی»
چگونه میخواست دست بریتانیا را از نفت ایران کوتاه و در عین حال، امنیت ملی کشور را حفظ کند؟ مصدق، بیتردید قابل ستایش و خدشهناپذیر بود؛ اما جایی که او ناکام ماند، در طراحی یک راهبرد کلان واقعبینانه و طرح عملی قابل قبولی برای تحقق آن هدف بود. نصر در روایت خود، اختلاف مصدق و شاه را تنها به تفاوتهای سیاسی یا شخصی تقلیل نمیدهد، بلکه آن را تا حدی ناشی از تفاوت در تشخیص تهدید اصلی ایران میداند: برای مصدق، مسئله اصلی استقلال در برابر امپریالیسم بریتانیا بود؛ برای شاه و بخشی از نخبگان، خطر شوروی و کمونیسم اهمیت بیشتری داشت. از همین نقطه، روایت نصر به کودتای ۲۸ مرداد و پیامدهای آن برای تصور ایران از امنیت و استقلال میرسد. تا سال ۱۳۳۰، مطالبه برای اصلاح قرارداد نفتی به موضوع اصلی سیاست ایران تبدیل شده بود. بسیاری تنها به دنبال سهمی منصفانهتر از درآمد نفت بودند، اما محمد مصدق، سیاستمدار کهنهکار، گامی فراتر رفت و خواهان ملی شدن کامل صنعت نفت ایران شد. این تصمیم، ایران را در مسیر تقابل مستقیم با بریتانیا قرار داد و همین موضوع، شاه، ارتش و بخشی از نخبگان سیاسی را نگران کرد. آنها همچنان اتحاد