من «سارا السقا» هستم؛ پزشکی ایستاده در معرکه خونین نسلکشی در غزه
یک پزشک جراح است؛ نخستین و تنها زن جراحِ غزه که نامش امسال در فهرست ۲۸۷نفری نامزدهای جایزه صلح نوبل هم نشسته بود. با اینکه خیلی جوان است و همین چندماه پیش شمع تولد ۳۴ سالگیاش را فوت کرد و تصویرش را توی صفحه مجازیاش به اشتراک گذاشت تا بگوید هنوز زنده است، اما ... اما به اندازه صدها جراح پیر و دنیادیده در سراسر جهان، تجربه جراحی و درمانِ مجروحان دستوپا قطعشده و سوخته و تیروترکشخورده و غرقدرخون را توی کولهبار فعالیت کوتاهمدت حرفهایاش دارد. «سارا السقا» همین که دوران تخصص جراحیاش را در دانشگاه مصر به پایان رساند و به میهنش فلسطین برگشت، نبرد طوفانالاقصی شروع شد و مشق اولش شد رویارویی با کرور کرور مجروح خونین در بیمارستان شفا در شمال غزه، و جنگیدن برای نجاتِ جانِ حتی شده یکنفر، در شرایط دهشتناک بمباران و نبود و کمبود امکانات درمان! بیمارستانهای شمال غزه اما همگی بمباران و تخریب شدند و مردم شمال، آواره جنوب. سارا هم یکی از آوارگان بود. به رفح رفت و به جرگه جمعیت میلیونی آوارگان پیوست تا تجربه پیشینیانش در روز نکبت ۱۹۴۸ را که مادربزرگ همیشه برای خانواده روایت میکرد، تجربه کند