منطق رشد جوان آیت الله عباس کعبی
شکلگیری شخصیت، مسئولیت و راهبری اجتماعی یکی از خطاهای رایج در فعالیتهای تربیتی، یکی دانستن «آموزش» و «رشد» است. آموزش میتواند دانش فرد را افزایش دهد؛با توجه به انکه جوان، انسانی دارای فطرت، عقل، اراده، استعداد و مسئولیت است، این ظرفیتها چگونه به شخصیت رشدیافته و توانمند اجتماعی تبدیل میشوند؟ جوان رشدیافته یکباره ساخته نمیشود. نه با یک کلاس، نه با یک سخنرانی، نه با یک اردوی فرهنگی و نه حتی با واگذاری یک مسئولیت. رشد، حاصل انباشت تدریجی معرفت، تجربه، انتخاب، عادت، رابطه، مسئولیت و بازاندیشی روند رشد شکل می گیرد. با این نگاه، تربیت جوان بیش از آنکه انتقال مجموعهای از اطلاعات باشد، طراحی شرایطی است که در آن جوان بتواند خودش را بسازد، انتخاب کند، تجربه کند، مسئولیت بپذیرد و از سطحی از توانایی به سطح بالاتری از رشد برسد. رشد با آموزش یکی نیست یکی از خطاهای رایج در فعالیتهای تربیتی، یکی دانستن «آموزش» و «رشد» است.آموزش میتواند دانش فرد را افزایش دهد؛ اما افزایش دانش به تنهایی به تغییر شخصیت و رفتار منجر نمیشود. ممکن است جوانی درباره مسئولیتپذیری بسیار بداند، اما مسئولیتپذیر نباشد؛ درباره کار جمعی سخن بگوید، اما نتواند یک گروه را مدیریت کند؛ یا درباره اخلاق و معنویت اطلاعات فراوان داشته باشد، اما در موقعیت واقعی نتواند بر خواستههای خود غلبه کند.پس باید میان سه سطح تمایز گذاشت: دانستن ؛ توانستن ؛ شدن دانستن، آغاز مسیر است؛ توانستن، ورود به عرصه مهارت و عمل است؛ و «شدن»، مرحلهای است که ارزشها و تواناییها به بخشی از شخصیت انسان تبدیل میشوند. هدف تربیت، متوقف شدن در سطح اول نیست. رشد، چندبعدی است شخصیت جوان را نمیتوان با یک شاخص سنجید.