میناب؛ شهری که زخمش را با صبر روایت میکند
میثم زندی در #خبرآنلاین نوشت: چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵، به همراه جمعی از همکاران هنرمند و فرهنگی، به میناب رفتیم. پیش از این، میناب را از پشت کلمات میشناختم؛ از پشت عکسها و خبرها. اما شهر، متنی است که خواندنش تنها با حضور ممکن است؛ نه با کلمه، نه با عکس و نه با خبر. این سفر نشان داد که میناب فقط یک مکان نیست؛ نظامی نشانهای است زنده؛ متنی که باید روایت شود. از همین رو، بر آن شدم که فیلمی سینمایی دربارهٔ میناب و این واقعه بسازم؛ روایتی که به جای گزارش درد، نشانههای صبر و ایستادگی را روایت کند. من میناب را نه یک نقطهٔ جغرافیایی، بلکه متنی زنده دیدم؛ متنی که مردمش، درختهایش، خانههایش و ویرانههایش همه حرف میزنند. هنرمند کسی است که این متنِ زنده – متنِ میناب – را بخواند و آن را به دیگران نشان دهد. ما آمدیم که نگاه کنیم؛ اما میناب از ما خواست که شاهد باشیم؛ و شاهد بودن، وظیفهای است که نمیتوان از آن گریخت. میناب، امروز، برای من نام یک شهر نیست؛ نام یک ایستادگی است. ایستادگی در برابر خشونت، با سلاح صبر و ایمان. هنر ما، اگر بخواهد وفادار بماند، باید همین ایستادگی را روایت کند؛ نه با فریاد