نامیرا | چشمهایش... و ما رأیت الّا جمیلا تیزر مستند کوتاه تسنیم درباره یک جانباز پیجری عملیات تروریستی اسرائیل
بزرگ علوی، سالها پیش، قصهای نوشت و نامش را گذاشت: «چشمهایش». قصهای که در آن، چشم فقط دو پنجره بر چهره نیست؛ رازی است که گاهی بیش از زبان سخن میگوید، پرده از عشق برمیدارد، از رنج خبر میدهد و چیزی را روایت میکند که کلمات از گفتنش عاجزند. و حالا، سالها بعد، قصهای دیگر پیش روی ماست؛ قصه مردی که دشمن، چشمهایش را گرفت تا دیگر نبیند. و بهتر بگوئیم: بمیرد و شهید شود! چشم البته که فقط راز نیست؛ آنچنان که نقاشان بزرگ گفتهاند، بزرگترین پنجره و دریچه به روی روح انسانهاست؛ از قصه چشمها میتوان بهتر از هر بخش دیگر از جسم، روح را دید. و حالا در ماجرای پیجرها که دشمن میخواست آن را به کشتن یک روحیه جمعی در حزبالله لبنان و کل مقاومت تبدیل کنند، چشمها به راوی روحهای عظیم شگفتانگیزی تبدیل شدهاند؛ چشمهایی که نمیبینند الّا خدا را. نقل است که یک نقاش بزرگ گفته بود «وقتی روحت را بشناسم، چشمانت را نقاشی خواهم کرد». اما حالا ما به این رزمندگان اسطورهای میگوییم که وقتی چشمانت را ببینیم که از چه معرکهای بیرون آمده و سر تسلیم به دشمن خم نکرده است، روحت را تقدیس خواهیم کرد. همزمان با فرارسیدن