ناگفتههای بسیار مهم افشین علا از گلایههایش در فتنه 88 و نوع برخورد امام شهید
پس از وقایع سال ۸۸، گردوغبارهایی بهپا شده و حتی برای خود ما نیز ابهامها و فاصلههایی پدید آمده بود. در نخستین دیداری که پیش آمد، من گلهمند به محضر آقا رفتم؛ اما برخورد ایشان نهفقط برای من، بلکه شاید برای تاریخ فرهنگ و هنر انقلاب، سرفصل تازهای آفرید. ایشان در برابر همه گلایهها و حتی قهر بعضی افراد با خودشان فرمودند: «از قول من به همه عزیزان بگویید از این طرف که منم، راه کاروان باز است.» آقا حساب شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی ــ البته اهل قبله و قلم ــ را با جناحهای سیاسی گره نمیزدند. یکبار نیز متن گلهآمیزی درباره رد صلاحیتها برای ایشان نوشتم. آن زمان جوان بودیم و وارد رقابتهای انتخاباتی میشدیم؛ اکنون میدانم که آن کار اشتباه بود. گمان میکنم روزنامه اطلاعات آن نوشته را منتشر کرده بود و مخاطبش نیز خود آقا بودند. خدا مرحوم آقای دعایی را رحمت کند. مدتی بعد با من تماس گرفت و گفت: «قلم و کاغذ بردار و هرچه میگویم بنویس.» پرسیدم: «چه شده، حاجآقا؟» گفت: «همین حالا از محضر آقا بیرون آمدهام. ایشان فرمودند: من هرگز عدم التزام شما به نظام را باور ندارم. از نظر من، شما شاعر انقلا