نهم ربیع؛ فصلِ تازه مسئولیت احمد شرفخانی
نهم ربیعالاول، تنها سالروز آغاز امامت حضرت مهدی(عج) نیست؛ روزی است که از وجدان هر شیعه میپرسد: برای امام زندهات چه کردهای؟ این روز، پس از شهادت مظلومانه امام حسن عسکری(ع) در هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ هجری، آغاز فصلی تازه در حیات شیعه و استمرار همان خط نورانی ولایت است که از غدیر آغاز شد و تا طلوع خورشید ظهور ادامه خواهد یافت؛ روزی که غروب یک امام، به طلوع امامت امامی دیگر پیوند خورد. سامرا در آن روزها تنها شهر اندوه نبود؛ پادگانی زیر سایه مراقبت و اختناق بود. دستگاه عباسی خانه امام حسن عسکری(ع)، رفتوآمدها و نزدیکترین یاران ایشان را زیر نظر داشت؛ زیرا از حقیقتی هراس داشت که نمیتوانست با زندان و جاسوسی از میان بردارد: تولد فرزندی از نسل امام عسکری(ع) که بساط ظلم و ستم را برخواهد چید. از همین رو، ولادت حضرت مهدی(عج) در پنهانیترین شرایط انجام گرفت تا توطئه حکومت برای قطع زنجیره امامت ناکام بماند. دستگاه خلافت پس از شهادت امام یازدهم گمان میکرد رشته امامت گسسته و جامعه شیعه بیپناه شده است؛ اما حقیقت در همان لحظه آشکار شد. هنگامی که جعفر، برادر امام زمان ، قصد داشت بر پیکر آن حضرت نماز بگزارد، کودکی از خانه بیرون آمد، ردای او را گرفت و فرمود: «یَا عَمِّ، أَنَا أَحَقُّ بِالصَّلَاةِ عَلَى أَبِی، فَتَنَحَّ.» «ای عمو، من برای نماز خواندن بر پدرم سزاوارترم؛ کنار برو.» کودک پیش آمد و بر پیکر پدر نماز گزارد. این صحنه، تنها یک واقعه خانوادگی یا آیینی نبود؛ اعلامی روشن بود که امامت پایان نیافته و زمین، حتی برای لحظهای، از حجت خدا خالی نمانده است. آن نماز در سکوت سنگین سامرا، صدای استمرار ولایت و امامت بود.