نوشتار حکمتالله صالحی درباره تاریخپژوهی؛
از پیش؛ از تاریخِ تاریخ تا پساتاریخِ تاریخ حکمتالله ملاصالحی نوشت: شواهد و قرائن چنین گواهی میدهند؛ جامعه و جهان بشری ما شتابان بهسوی دورانی گام برمیگیرد که بیش، پساتاریخی، بیش، پساانسانی، بیش، پسافرهنگی است و کم، تاریخی، کم، انسانی و کم، فرهنگی است. دورانی بسیار متفاوت و متمایز از همه روزگارانی که از سر گذراندهایم. آنچه که بیش از همه غمانگیز است، نوعی شبهزندگی یا شبحی از زندگی است که زمخت و بیاحساس و بیعاطفه و فلزی است؛ سنگی و سرد و بیروح است؛ شیشهای و شکننده است. در جامعه و جهان پساانسانی، جای انسان را به نام انسان میگیرد. در غار افلاطونی، اشباح انسان را زندانی میکند. زیست اصیل و واقعی را از او میستاند. در هیچ دورهای، زیست اخلاقی انسان آنگونه که در روزگار ما در معرض خطر جدی، در معرض سقوط در پرتگاه بوده است، در دوره جدید نبوده است. فاصله و فراق میان انسان روزگار ما و ارزشهای پذیرفتهشده اخلاقی و زیست اخلاقی او، بس ژرف و بس غمانگیز و بس نگرانکننده و خطرخیز است! آتش و شعلههای دو جنگ جهانی را انسانهایی افروختند و به راه انداختند که بیشتر میدانستند و کمتر میفهمیدند