نگاهی به اثری از مارک وِرنون؛
احساسِ شگفتی و ارزشِ زندگی کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۰ وِرنون مینویسد که «شگفتی یعنی توانایی تجربهکردن یک کیفیت زمانیِ مشخص، گرچه دستیابی به آن هم نیازمند زمان است. شگفتی یعنی آن که بتوانیم اجازه دهیم مزاحمتهای ملالتبار جهان از سر راهمان برداشته شوند؛ یا آن که زمانی را صرف انتظار برای از راه رسیدن لحظاتی کنیم که در آنها احساس شگفتی آشکار میشود.» وِرنون میگوید اینکه شخصی به سویِ درختی میدود تا آن را در آغوش بگیرد، و شخصی دیگر، به بررسیِ تنهیِ درخت میپردازد تا ببیند چگونه میتواند آن را قطع کند «از تفاوت اندوختهیِ بیپایان خاطرهها، نیازها و هدفهای آن افراد ناشی میشود.» جیمز باور داشت بیش از آن که به داوریِ دیگران بپردازیم باید به آنچه شگفتیِ آنها را برمیانگیزد احترام بگذاریم و ناتوانیِ ما را در احترامگذاشتن به احساسهایِ دیگران «نابینایی نوع بشر» میخواند. آفتی که از میان بُردنِ آن دشوار نیست. کافی است سگی را تماشا کنیم که از پیداکردنِ یک استخوان دچارِ شور و شعف میشود تا دریابیم که «ویژگی همگانیِ موجودات ذیشعور را نمیتوان در آن چیزی یافت که مهم و ارزشمند مییابند، بل