نگاهی به «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن»؛
ملال؛ بیماریای که به فضیلت تبدیل شد ژوزفا روس ولاسکو در مقالهای برای انتشارات دانشگاه پرینستون، تاریخ طولانی ملال و سوءتفاهم تازهای را که آن را به فضیلتی برای زندگی مدرن تبدیل کرده است بررسی میکند. او مینویسد: «ملال به مُد روز تبدیل شده است.» در فرهنگ عمومی امروز، توصیه دربارهی ملال تقریباً همهجا دیده میشود. به ما گفته میشود تلفن همراه را کنار بگذاریم، از اعلانها فاصله بگیریم، به پنجره خیره شویم، اجازه دهیم ذهنمان پرسه بزند و، مهمتر از همه، «حوصلهمان سر برود». برای کودکان نیز بارها گفته میشود که نباید تمام وقتشان با سرگرمی، کلاس، بازی و محتوای دیجیتال پر شود و بهتر است اجازه دهیم گاهی حوصلهشان سر برود. حتی خلاقیت، تخیل و خودشناسی نیز در این روایت تازه به ملال پیوند خوردهاند. به باور او، بیشتر مردم واقعاً نمیخواهند کسل باشند. چیزی که میخواهند، احتمالاً زمان بدون ساختار، سکوت، فراغت و رهایی از اعلانهای دائمی و تعهدات بیپایان است. یک بعدازظهر بدون برنامه، قدم زدن بدون مقصد، گفتوگویی که با وسوسهی چک کردن تلفن قطع نشود یا زمانی که فرد بتواند بدون اجبار به انجام کاری خاص