نگاهی به داستان «نخل ماهی»؛
بازنمایی جنگ از روزن چشم کودک «نخل ماهی»، داستانی درباره جنگ ایران و عراق است؛ اما نه با روایتی از میدان نبرد. این داستان، جنگ را از درون زندگی یک خانواده جنوبی و از روزن چشم کودکِ خانواده به نام «ماهی» روایت میکند. نویسنده، دوربین خود را از میدان نبرد به سمت خانه مردمان پشت جبهه می چرخاند و لنز آن را بر کودک درون خانواده و کنش های درونی و بیرونی اش تنظیم می کند. داستان «نخل ماهی» فقط یک داستان درباره جنگ برای کودکان نیست. در این داستان، جنگ از یک رویداد بدل به یک تجربه زیسته کودکی می شود و مخاطب نهفته در این داستان می تواند با تجربه زیسته ماهی همراه شود. «ماهی»، کودکی است که پیامدهای جنگ را در زندگی اش تجربه می کند. نویسنده، زندگی «ماهی» را در سبکی که ارائه می دهد، نشان می دهد. در این داستان، جنگ از زاویه دید ماهی معرفی می شود. مفاهیم مرتبط با جنگ نظیر غیبت پدر، انتظار، اضطراب، پناه گرفتن، ترک خانه و مهاجرت و به طور کلی، اختلال در زندگی روزمره از نگاه «ماهی» و با زبان او بیان می شود. مخاطب درون متن، نه از طریق اطلاعات، که از مسیر عواطف و تجربه های شخصیت اصلی داستان، درگیر مسئله جنگ م