نگاهی به «ماهیها دندان دارند»؛
دیروزِ زیرِ پوست در هر داستان مجموعه «ماهیها دندان دارند» گذشته به شکل یک خاطره روایت نمیشود؛ بلکه مدام به زمان حال هجوم میآورد و شخصیت را وادار میکند دوباره آن را زندگی کند ️او به آدمهای حاشیهای جامعه نگاه میکند، اما معمولاً برایشان خطابه نمیخواند! کارگر، زن روستایی، کودک، آدم آسیب دیده یا مردی که انگشتانش را زیر دستگاه از دست داده، در داستانهای او با توضیحهای جامعهشناختی معرفی نمیشوند؛ بلکه وضعیت اجتماعی آنها از خلال رفتار و جزئیات زندگیشان فهمیده میشود. این روش، وقتی موفق است که نویسنده به خواننده اعتماد کند و اجازه دهد خودش از کنار جزئیات به معنا برسد؛ اتفاقی که در این اثر به خوبی رخ داده است. در واقع، در شخصیتپردازی، نویسنده آگاهانه از شخصیتهای چندلایه و واقعگرای معمول فاصله میگیرد و همین امر اغلب باعث شده است که قدرت داستان بیشتر در «فضاسازی و موقعیت» باشد تا در تحول تدریجی شخصیت. گاهی نویسنده به تصویرِ خود اعتماد نمیکند و یک بار دیگر آن را توضیح یا تشدید میکند؛ در حالی که بعضی از تصاویر به خودی خود آن قدر قدرت دارند که نیازی به تأکید دوباره ندارند. در داستانه