نگاهی به «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی در اصفهان»؛
دفتری از نقد و طنزِ سیاسی در یکی از مقالههایِ کتاب که در بخشِ اولِ کتاب آمده است، میخوانیم:«موضوع خشونت که در زندگی مدنی و سیاسی در طول تاریخ مطرح بوده و هنوز هم مطرح است، بیش از آنکه بخواهد امری عمومی و اجتماعی باشد، امری فردی و اخلاقی است». هرمان هسه نویسنده عارف مسلک قرن بیستم که به عنوان پرفروشترین نویسنده قرن شهرت دارد، توسط پزشکاش با افکار کارل گوستاو یونگ روانپزشک سوئیسی و فروید آشنا شده بود هم همین خصلت دوگانگی و بلکه چندگانگی در شخصیت و ذات انسان را که یونگ مطرح میکند، به زیبایی در معروفترین رمانش، «گرگ بیابان» مطرح کرده است. پرسش این است اگر این موضوع از دوران باستان شناخته شده و مطرح بوده است، چرا در درمانش یا در تسکینش موفق نبودهایم؟ زیرا جوامع بشری هنوز هم فرصت توسعه فرهنگی تأثیرگذار بر اخلاق فردی را پیدا نکردهاند. آموزش درست در خانواده و مدرسه و جامعه ندیدهاند. اتفاقاً ایران آزمایشگاه تاریخی مناسبی است که خشونتهای بیابانگردان بدوی و قبائلی را بارها از شرق و غرب و گاه از درون آزموده است. میخواهیم به قتل عامهای چنگیزی و تیموری استناد کنیم، که ایلمردان بدو