نگاهی به کتاب «رهبر ذهنآگاه» نوشته مایکل بانتینگ؛
هدایت با چشمهای باز رهبری معمولاً از جایی بیرون از فرد آغاز میشود؛ از سازمان، تیم، هدف، برنامه و تصمیمهایی که باید به نتیجه برسند. مایکل بانتینگ، نویسنده استرالیایی حوزه رهبری، در کتاب «رهبر ذهنآگاه» این نقطه آغاز را تغییر میدهد و پرسشی ساده اما دشوار پیش میکشد، اینکه انسانی که قرار است دیگران را هدایت کند، تا چه اندازه از ذهن، هیجانها، ترسها، پیشفرضها و میل خود به کنترل آگاه است؟ رهبر ذهنآگاه» در دورهای نوشته شده که ادبیات مدیریت از تصور سنتی رهبر بهعنوان فردی مقتدر، تصمیمگیر و مسلط فاصله گرفته است و مفاهیمی چون هوش هیجانی، خودآگاهی، رهبری اخلاقی، رهبری خدمتگزار و امنیت روانی کارکنان اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. بانتینگ یکی از تلاشها برای ادامه همین تغییر مسیر است؛ با این تفاوت که نقطه ورود او ذهنآگاهی است. ذهنآگاهی در این کتاب به معنای تجربهای مبهم یا معنوی صرف نیست. نویسنده آن را توانایی حفظ آگاهی نسبت به افکار، احساسات، وضعیت بدن و محیط در لحظه حال میداند؛ نوعی حضور که به فرد امکان میدهد میان محرک و واکنش فاصلهای ایجاد کند. همین فاصله کوچک، در نگاه بانتینگ، میت