نگاهی به کتاب «فلسفه تنهایی» اثرِ لارس اِسونسن؛
روکردن به دیگری کتاب خوب – زندگی سعادتمند - ۸ انسان در عشق، از توجه به خود فراتر رفته و از خود گذشتگی را مبنای ارتباط قرار داده و به تمامی به دیگری رو میکند. تجربهیِ تنهایی نیز در شکلگیریِ ارتباطی عمیق نقش فراوانی دارد. زیرا تجربهیِ تنهایی، اگر با هوشیاری همراه شود و انسان نسبت به تنهاییِ خود در هستی آگاهی یابد، به تنهاییِ دیگران نیز پی خواهد برد، و این میتواند سرآغازی برایِ عشقی پایدار باشد. اِسونسن مینویسد:«وقتی به کسی اعتماد میکنید ممکن است آسیب ببینید، و وقتی به چیزی یا کسی اعتماد میورزید که برایتان مهم است شما بینهایت آسیبپذیر میشوید. اگر با کسی درددل کنید و رازی را به او بگویید، دیگر آن راز در چنگ شما نیست و شما اسیر آن راز میشوید. وقتی دلبسته کسانی میشوید این خطر طردشدگی است که مدام تهدیدتان میکند. برای همین آدم وسوسه میشود بگوید هر کس که به دیگران اعتماد میکند سادهلوح است. حال آن که شواهد متعددی نشان میدهند آدمهای خوشبین و اهل اعتماد عملاً شخصیت و نیت دیگران را دقیقتر درک میکنند و میفهمند... آیا این کماعتمادیست که باعث تنهاییِ بیشتر میشود؟ یا برعکس این