نگاهی دوباره به کتاب «عطش» تالیف جواد کلاته؛
تنگه ابوقریب؛ وقتی روایت پژوهش با روایت سینما فاصله میگیرد خروجی این روند پژوهشی به روایتی از ماجرا رسید که با اثر پیشین تولید شده در این باره، یعنی فیلم سینمایی تنگه ابوقریب تفاوتهای بی شماری از اصل ماجرا و جزئیاتش داشت. یکی از ویژگیهای بارز کتاب که شاید تا به امروز کمتر به آن پرداخته شده است، اختلافات موجود در آن هنگام است که نشان می دهد با وجود اختلافنظر چگونه رزمندگان اسلام گوش به فرمان امام خمینی (ره) در کنار هم تا پای جان ایستادگی کردند تا دشمن نتواند بیش از پیش پیشروی کند. مثلا در قسمتی میخوانیم:«یزدی جواب می دهد: ببینید حاج آقا! من نمیگویم آقا محسن بشه نخستوزیر و تمام معاونهایش بشن وزیر و وکیل. منظورم اینه که دولتیهای ما هم مثل مسئولان عراقی درگیر جنگ بشن. حالا من یه سوال دارم از خود شما! خداوکیلی وزارتخونهها چقدر درگیر جنگاند؟ با یه معاونت پشتیبانی جنگ که توی هر وزارتخونه درست کرده ن، واقعا میشه یه جنگ به این عظمت رو چرخوند؟!» مورد مهم دیگری که برخلاف عادت در کتاب عملیات عطش بدان اشاره شده است، اختلاف میان ارتش و سپاه، بینظمی و هرج و مرج ناشی از این عملیات ناگها