واکاوی پنج دهه ادبیات در جنوب زاگرس؛
ادبیات کهگیلویهوبویراحمد در گذر زمان؛ از فقدان منابع مکتوب تا بحران مخاطب ادبیات کهگیلویهوبویراحمد در پنج دهه گذشته، مسیری پر فراز و نشیب از شعر شفاهی و روایتهای بومی تا تجربههای تازه شعری و داستانی را پشت سر گذاشته است؛ مسیری که در کنار دگرگونیهای اجتماعی و زبانی، با چالشهایی چون ثبت نشدن بخشی از میراث شفاهی، کمبود منابع مکتوب و بحران مخاطب همراه بوده است. بخش مهمی از میراث ادبی کهگیلویهوبویراحمد در قالب شعر شفاهی شکل گرفته؛ میراثی که بهدلیل ثبت نشدن نام شاعران و موقعیت سرایش، بخش قابلتوجهی از آن به فراموشی سپرده شده است. در کنار این مسئله، کمبود منابع مکتوب منسجم، شناخت سیر تحول ادبیات استان را با دشواریهایی روبهرو کرده است. بخش بزرگی از میراث شفاهی منطقه بهدلیل ثبت نشدن نام پدیدآورنده و موقعیت سرایش، از میان رفته است. پیش از دهه ۵۰، اثر مکتوب جدی و مستقلی در حوزه شعر و داستان استان وجود نداشت و جریان غالب، شعر شفاهی در قالب بیت و تکبیتهای بداهه خداکرمخوانی بود. این اشعار با مضامینی چون طبیعت، عشق، هجران، حماسه و جنگ شکل میگرفتند، اما بهدلیل ثبت نشدن نام شاعران و مشخ