وقتی تراژدی لبخند میزند؛
راز یک رمان کمدی خوب رمان کمدی، انکار رنج و تاریکی نیست؛ راهی است برای نگاه کردن به سوگ، عشق، پیری و مرگ، بیآنکه زیر بار سنگینی آنها خرد شویم. نویسنده ویلا کوکو میگوید کمدی از جایی آغاز میشود که نویسنده تصمیم میگیرد در دل یک واقعیت سخت، امکان خندیدن را پیدا کند نوشتن کمدی «پردازش دوگانه» میخواهد؛ مثل بلوند کردن مو در آرایشگاه. نویسنده ابتدا باید رنج، ناکامی و دشواری شخصیتها را تا حد ممکن واقعی و حتی تراژیک بسازد. آدمها در رمانهای کمدی هم میمیرند؛ گاهی دنیا تمام میشود، یا دستکم جهانی که شخصیتها میشناختند از هم میپاشد. آنها نمیدانند در کمدی زندگی میکنند و واکنششان باید واقعی باشد. سپس نویسنده همان وضعیت را به گونهای مینویسد که گویی داستانی خندهدار است؛ مرحلهای دشوار که گاه ناممکن به نظر میرسد. رمان کمدی مسائل بزرگی مثل پیری، ازدواج و ترس از مرگ را رفع و رجوع میکند؛ انگار میگوید: «زندگی دره اشکهاست و علاج نمیشود، اما بیا فقط برای خنده، این یک تکه کوچک را درست کنیم.» کمدی زبان را هم زنده میکند. در یک رمان جدی فقط مینویسید، اما در کمدی سفرهای از واژههای رنگارن