وقتی جامعه وارد جنگ فرامتن میشود اردشیر زابلیزاده
اظهارات اخیر روبن گالگو، سناتور آمریکایی، درباره نامشخصبودن اهداف و فرجام جنگ با ایران، پرسش مهمی را پیش روی تحلیلگران قرار میدهد. او گفته است که رئیسجمهور آمریکا برنامه روشنی درباره ابعاد، چگونگی پیشرفت و پایان جنگ ارائه نکرده و هنوز مشخص نیست مأموریت آمریکا چیست و چگونه قرار است از ایران خارج شود. ما هنوز کاملاً درک نمیکنیم که چرا به (جنگ با) ایران رفتیم. فارغ از ارزیابی این اظهارات، یک پرسش بنیادیتر مطرح است: آیا برای فهم جنگ علیه ایران باید فقط به اهداف اعلامشده و عملیات نظامی توجه کرد، یا آنکه جنگ در سطح دیگری نیز جریان دارد. سطحی که با معنا، روایت، حافظه و هویت سروکار دارد؟ این پرسش، نقطه عزیمت نظریه »ماندگاری فرامتن جنگ« است، نظریهای که زابلیزاده(1405) برای توضیح تداوم آثار معنایی و روایی جنگ پس از پایان میدان نبرد پیشنهاد کرده است. در ادبیات سیاسی و رسانهای، موضوعاتی مانند برنامه هستهای، توان موشکی و نقش منطقهای ایران، از مهمترین محورهای مطرحشده درباره تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران هستند. این مؤلفهها را میتوان بخشی از »متن جنگ« دانست. یعنی رخدادهای عینی و قابل مشاهدهای مانند عملیات نظامی، تجهیزات مدرن دفاعی و تهاجمی، تلفات، اهداف و مناطق درگیری. اما هر جنگ، فراتر از متن عینی خود، یک لایه معنایی نیز تولید میکند. روایتهایی درباره علت جنگ، مقصر جنگ، قربانیان، قهرمانان، شکست و پیروزی، آینده کشور و معنای مقاومت، همزمان با جنگ شکل میگیرند و پس از پایان عملیات نیز میتوانند ادامه پیدا کنند. در این نظریه لایه دوم »فرامتن جنگ« نامیده میشود.