ونس چه چیزی را پنهان میکند؟ اردشیر زابلیزاده
اظهارات صبح جمعه جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، درباره استفاده واشنگتن از ابزارهای مختلف برای اعمال فشار بر ایران و بهویژه اشاره او به فشار مخفیانه، بیش از آنکه صرفاً یک تهدید سیاسی معمولی باشد، از منظر رسانهای و شناختی قابل تأمل است. چرا باید مقام دوم اجرایی آمریکا از فشاری سخن بگوید که ماهیت و ابعاد آن را عمداً آشکار نمیکند؟ آیا واقعاً قرار است اقدامی پنهانی علیه ایران انجام شود یا خود ابهام بخشی از عملیات روانی است؟ پاسخ قطعی به این پرسش هنوز ممکن نیست. اما یک واقعیت روشن است: وقتی یک مقام ارشد سیاسی از تهدیدی ناشناخته سخن میگوید، مخاطب را وادار میکند تهدید را در ذهن خود بازسازی کند. از همینجا، جنگ از میدان عملیات به میدان ادراک منتقل میشود. دشمن وقتی نمیگوید چه میکند، شما را وادار میکند همهچیز را احتمال بدهید در جنگ کلاسیک، تهدید معمولاً قابل مشاهده است، هواپیما، موشک، ناو یا نیروی نظامی. اما در جنگ شناختی، گاهی خود ندانستن به ابزار فشار تبدیل میشود. عبارت فشار مخفیانه دقیقاً از همین جنس است. ونس نه جزئیات عملیات ، نه زمان آن را مشخص نموده و نه حتی روشن ساخته است که منظور از فشار مخفیانه چیست. اما همین ابهام میتواند دستگاه محاسباتی طرف مقابل را فعال کند: آیا تهدید امنیتی است؟ آیا سایبری است؟ آیا اقتصادی است؟ آیا خرابکاری است؟ آیا عملیات اطلاعاتی است؟ یا مقدمهای برای یک اقدام نظامی؟ در چنین شرایطی، ممکن است بخش مهمی از اثرگذاری پیام، نه در آنچه آمریکا انجام میدهد، بلکه در آنچه ایران تصور میکند آمریکا ممکن است انجام دهد شکل بگیرد.