پدر بلوفها و مادر بمبها! سید علیرضا آل داود
در شاهنامه، هنگامی که سپاه ایران در برابر توران آسیبپذیر میشود، دشمن پیشنهاد آشتی میدهد. برخی از سپاهیان میپذیرند که جنگ پایان یافته است. اما نیرنگی در کار است: آرامش ظاهری، فرصتی است برای بازآرایی سپاه مهاجم. در فرهنگ ایرانی، این نکته که الحرب خدعه تنها به میدان نبرد محدود نیست، ریشهای کهن دارد؛ خدعه میتواند در لباس صلح، مذاکر» یا تهدید مبهم ظاهر شود. آنچه امروز در آستانه رویارویی رژیمهای تروریست آمریکا و رژیم صهیونی با ایران میگذرد، بازتولید همان الگو در مقیاسی جهانی و در میدانی است که دیگر تنها خاکریز نیست؛ بلکه میدان ذهنها، قلبها، روایت و ادراک است. «نه جنگ، نه صلح»: معماری یک وضعیت فرسایشی بهمثابه جنگ شناختی وضعیت کنونی را نمیتوان صرفاً بحران یا تنش نامید. تحلیلگران از مدتها پیش هشدار دادهاند که آمریکا آگاهانه حالت نه جنگ و نه صلح را حفظ میکند تا تهدید جنگ را بالای سر ایران نگه دارد و از این مسیر، بیثباتی اقتصادی و سیاسی را به درون جامعه ایران منتقل کند. از سوی دیگر مذاکرههایی که هرگز به توافق نمیرسد، اما نیمبند درهای دیپلماسی را باز نگه میدارد تا هم اقدام قاطع نظامی را از طرف ایران سلب کند و هم بازوان دفاعی منطقهای را فرسوده سازد. در چارچوب جنگ شناختی، این وضعیت یک کمپین تمامعیار است: دشمن پس از ناکامی در تحمیل اراده از مسیر نظامی، اکنون تلاش میکند از طریق دستکاری محاسبات نخبگان و افکار عمومی، فضای اجماع برای تجاوز بعدی را بسازد. نه جنگ، نه صلح نه یک بنبست، بلکه یک سازوکار فعال برای تولید فرسایش و مشروعیتزدایی از مقاومت است.