پشت پرده کینهتوزی مستکبران نسبت به حقیقت آیتالله تقوایی
در منظومهٔ معارف اسلامی، معرفت تنها در چارچوب مفاهیم ذهنی و قیاسهای منطقی خلاصه نمیشود؛ تفکر برهانی، هرچند ضروری و گرانسنگ است، اما ابتدای راه است، نه مقصود نهایی آن. سالک از مسیر علمالیقین (فهم براهین) و عینالیقین (رؤیت با شواهد آشکار) میگذرد تا به افق بلند حقالیقین و حقیقة حق الیقین نائل آید؛ مرتبهای که در آن، فاصلهٔ میان داننده و حقیقت برداشته میشود و شناخت به «شهودِ باطنی و فنای در حق» بدل میگردد. هنگامی که این نگاه شهودی در متن حیات فردی و جمعی حاکم شود، خطوط جبههٔ حق و باطل در غبار فتنهها گم نمیشود و بر همین نگرش و سیر است که اهل یقین و مجاهدان فیسبیلالله از ظواهر و شبهات درمیگذرند؛ و سلوکشان بر طریق حق الیقین و فراتر از آن پیش میرود؛ چراکه راه پیروزی و نجات، در «مکاشفهٔ صدق»، «فنای انانیت» و «ندیدن خود در برابر اراده و نصرت پروردگار» خلاصه شده است. این مواجهه نشان داد که بنیاد معرفتالله در ژرفای فطرت هر انسانی به ودیعت نهاده شده است؛ حتی کسی که زبان به انکار میگشاید، درعمق اضطرار خویش، دست به دامن مبدأ کل میزند. تفاوت مؤمن و کافر در اصلِ ادراک نیست، بلکه در تسلیم یا عناد در برابر ادراک است. از برهان امکان و وجوب تا شهودِ باطن در سنت فلسفی و کلامی، برهان امکان و وجوب راهی استوار برای اثبات ذات باریتعالی میگشاید؛ اما اهل معرفت بر این نکته پای فشردهاند که دانستنِ عقلی کجا و شهودِ وجدانی کجا. ابنابیالعوجاء - متکلم دهری و بیدین عصر امام صادق (ع)-نزد امام آمد تا ازایشان برهانی بر وجود خدا بشنود. امام او را به خلوت وجدانش بازگرداند و فرمود: