پشت پرده یک پروژه محمد ایمانی
پشت پرده یک پروژه: معتبرنمایی دائمی تهدید نظامی ۱) وقتی پیشگویی پیشگویان(!) درباره حمله قریبالوقوع به ایران، خلاف واقع از آب درمیآید، کسی آنان را بازخواست نمیکند. فراموش میشود که کدام محافل، هیزم در آتش عملیات روانی دشمن میریختند. پیشگویان، طی چند روز گذشته پیشبینی کرده بودند که آمریکا و اسرائیل، روز شنبه به تأسیسات هستهای کوه کلنگ یا برخی مناطق دیگر حمله میکنند. طی هفت ماه گذشته، بالغ بر ۱۵ـ۲۰ بار از این پیشبینیها انجام شده است؛ اغلب مبتنی بر تهدیدات ترامپ و نتانیاهو، و فضاسازیهای سنگین فاکس نیوز و اکسیوس و رویترز و دیگران، و بعضاً مبتنی بر رصد نقلوانتقالات نیروها و ادوات و پرواز هواپیماها و پهپادهای نظامی در آسمان مجاور ایران. ۲) آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله و زدن ضربت متقابل، یک ضرورت است و این آمادگی و هوشیاری هم به مدد الهی در سطح بسیار بالایی فراهم است. اما باید بررسی کرد که چرا دشمنان در طول هفت ماه گذشته، دهها بار درباره حمله قریبالوقوع، فضاسازی سنگین رسانهای و حتی میدانی انجام دادهاند؟ و چرا با وجود زخمخوردگی سنگین و علاقه مفرط برای ضربه زدن، نتوانستهاند اقدام مؤثری بکنند؟ چرا شایعات مربوط به پیاده کردن نیرو در عمق و ربایش مواد غنیسازیشده یا انهدام تأسیسات هستهای، اشغال جزایر ایرانی مثل خارک، حمله سنگین برای تسخیر و بازگشایی تنگه هرمز و... جامه واقعیت به خود نپوشید؟ ۳) آنها از عملیات محدود و بعضاً کاملاً جدی نظیر بازگشایی تنگه، نتایج کاملاً معکوسی گرفتند و مجبور شدند نیروها و ادوات و ناوگان خود را صدها کیلومتر عقب بکشند؛ چرا که بازدارندگی آفندی ایران، جهش چشمگیری یافته است.