چرا در اقتصاد ایران حتی بودجه بدون کسری هم تورمزاست؟
یک بودجه میتواند در جدولهای رسمی کاملاً «بدون کسری» بسته شود، اما همچنان موتور تورم را با تمام قدرت روشن نگه دارد. در ادبیات مالی، تمرکز صرف بر فاصله میان درآمد و هزینه در قانون بودجه، یک «توهم خطرناک» است. مشکل اصلی اقتصاد ایران نه کسری عملیاتی، بلکه یک «کسری ساختاری» پنهان است که در لایههای زیرین اقتصاد انباشته میشود و تراز ظاهری بودجه را به یک تعادل ناپایدار تبدیل میکند. این کسری ساختاری پنهان از سه مسیر اصلی تغذیه میشود: نخست، وابستگی شدید به درآمدهای نفتی و شوکهای آن (بهویژه پس از سال ۱۳۹۷)؛ دوم، تعهدات دلاری دولت و شوکهای ارزی که با اهرم «تسعیر» بودجه را متلاشی میکند؛ و سوم، کسریهای اکچوئری وحشتناک صندوقهای بازنشستگی (که در سال ۱۳۹۲ بهتنهایی ۱.۸ برابر کل بودجه عمومی کشور بود) و زیانهای پنهان شرکتهای دولتی. وقتی دولت نمیتواند این تعهدات انباشته را از درآمدهای پایدار (عمدتاً مالیات) تأمین کند، ناچار به «پولیسازی کسری» و فشار بر ترازنامه بانک مرکزی و شبکه بانکی روی میآورد. بنابراین، پرسش درست دیگر این نیست که «آیا بودجه امسال کسری دارد یا نه؟»، بلکه باید پرسید: «دو