چگونه بفهمیم جنگ ارزی جدّی گرفته شده؟ محمد ایمانی
واگذاری ده هزار دلار به هر متقاضی ارز، نامش شفافیت ارزی نیست. بلکه حراج منابع محدود ارزی است. سوء تدبیری که یک بار در دولت روحانی تجربه شد و رانت هنگفتی را در ازای حراج ذخائر ارزی نصیب دلالان کرد. واقعیت این است که خرید ده هزار دلار در استطاعت اغلب شهروندان نیست و تنها یک اقلیت محدود می توانند از این رانت بهره مند شوند. ضمن اینکه دلالان با دادن پول به برخی افراد خریدار، بلعنده عمده این رانت هستند. خرید و فروش ارز به عنوان ابزار دلالی و سرمایه گذاری غیر مولد، در کشورهای پیشرفته اقتصادی جرم انگاری شده و مجازات های غیر قابل تحملی هم برای آن در نظر گرفته شده است. این در حالی است که کشورهای مذکور، درگیر جنگ و محاصره و تحریم اقتصادی نیستند. اما با این وجود، اجازه اخلال در نظم و ثبات اقتصادی خود از طریق دستکاری در بازار ارز را نمی دهند. در شرایط جنگی و تحریم حتما باید بازار معامله ارز به معاملات ضروری و مشخص و شفاف (تحت نظارت حاکمیت) محدود شود و غیر آن زیر ضرب برود. این علاوه بر ضرورت ممنوعیت قاطع واردات کالاهای لوکس و اشرافی است. دشمن شکست خورده در جنگ نظامی و تحریم اقتصادی، دستکاری در بازار و قیمت ارز از طریق دلالان و عناصر نیابتی و قیمت سازی مجازی را متغیری موثر در ملتهب کردن دیگر بازارها و قیمت ها می بیند. در واقع با قطع این حلقه، بخش مهمی از زنجیره و نیروی لازم برای حرکت دومینوی ملتهب سازی اقتصاد از میان می رود. بنابراین در این سو نمی توان ولنگاری رسانه ای، و ولنگاری در مقابل تروریست های اقتصادی و دلالان و رانت خوران را بیرون از میدان جنگ اقتصادی دید و با قاطعیت و تدبیر به جنگ با آن نرفت.