کیهانزایی در اندیشهٔ ایرانیانِ زرتشتی عصر ساسانی؛
جهان چگونه آغاز شد؟ داستان باستان - ۱ آغاز جهان در اندیشهٔ زرتشتی صرفاً آغاز پیدایش عناصر مادی نیست؛ بلکه نقطهٔ آغاز یک تاریخ کیهانی است که در آن آفرینش، آمیختگی، کشمکش و سرانجام رفع شر در یک فرایند واحد قرار میگیرند. "جهان چگونه آغاز شد و چرا به این شکل درآمد؟" این پرسش از بنیادیترین پرسشهای اندیشهٔ دینی بشر است، روایتهای مربوط به آغاز جهان صرفاً کوششی برای توضیح چگونگی پیدایش آسمان، زمین و موجودات نیستند؛ بلکه در بسیاری از سنتهای دینی تصوری از ماهیت امر الهی، منشأ شر، جایگاه انسان، ساختار زمان و سرنوشت نهایی جهان را نیز در خود منعکس میکنند؛ از این منظر مطالعهٔ کیهانزایی میتواند راهی برای شناخت ساختار عمیقتر یک نظام دینی باشد. در سنت زرتشتی نیز تصور آفرینش در پیوندی نزدیک با مسئلهٔ خیر و شر، نظم کیهانی و سرنوشت جهان قرار دارد، با آنکه ریشههای برخی از عناصر این تصور را میتوان در متون اوستایی پی گرفت، صورتبندی نسبتاً منسجم و تفصیلی از آفرینش و تاریخ کیهانی در متون زرتشتی متأخر، بهویژه آثار پهلوی، بازتاب یافته است. این یادداشت بر مجموعهای از منابع اولیهٔ زرتشتی و مطالعات مر