گفتوگوی ایبنا با سمیه سیدیان به بهانه «من مادر مادرم بودم»؛
نوجوان امروز از هر نسل دیگری واقعگراتر است سمیه سیدیان گفت: داستان این کتابها در مدرسه اتفاق میافتد. در واقع مدرسه به عنوان یک لوکیشن تبدیل به یک شخصیت مهم داستانی میشود. حتا ما از شخصیتهای همدیگر، بهعنوان شخصیتهای فرعی استفاده کردیم. این مسأله ی بسیار مهمی است. مثلا شخصیت داستان «تاکردن یک گوساله» در فصل های از داستان «من مادر مادرم بودم» هم وارد می شود. اصلا داستان های مدرسه ای در ادبیات کودک و نوجوان یک ژانر ویژه است و ما به این شکل مجموعه «بی اجازه در مدرسه» نداشتیم این کتاب یکی از هشت رمان مجموعه «بیاجازه در مدرسه» است؛ مجموعهای که حاصل همکاری گروهی از نویسندگان چهلبرگ و روایت دغدغههای متنوع دختران دبیرستانی در یک جهان داستانی مشترک است. در این میان، مدرسه تنها یک مکان برای وقوع حوادث نیست، بلکه به یکی از عناصر مهم و زنده روایت تبدیل شده و شخصیتهایی از رمانهای مختلف نیز در داستانهای یکدیگر حضور پیدا میکنند. سیدیان در «من مادر مادرم بودم» به سراغ موضوعی دشوار و کمتر دیدهشده در ادبیات نوجوان رفته است: نوجوانی که درگیر بحران اعتیاد مادر میشود و همزمان باید با مسئله ه