یادداشتی به بهانه سالروز درگذشت استاد زرینکوب؛
جهان ذهنی و تبارشناسی فکری عبدالحسین زرینکوب تبارشناسی فکری عبدالحسین زرینکوب را باید در دو بستر همزمان کاوید: «سنت متصل حوزوی و جامعیت علوم اسلامی» و «سنت آکادمیک دانشگاه تهران با نگاه به روششناسی غرب». مسئله اصلی در تحلیل جهان فکری زرینکوب این است که او چگونه میاندیشید؟ چه میزان از ساختار ذهنی خود را مدیون استادان بزرگی چون بدیعالزمان فروزانفر، احمد بهمنیار و ملکالشعرا بهار بود؟ تبارشناسی فکری او چگونه پدیدهای را رقم زد که در آن «دلدادگی به سنت» با «رفتار علمی کاملاً مدرن» در هم آمیخت؟ نقش او در دگرگونی نهاد ادبی دانشگاهی پس از نسل نخست استوانههای دانشگاه تهران چه بود و چه عنوانی شایسته قامت علمی اوست؟ در نهایت، فهم دنیای علم امروز از او چیست و میراث معنوی جناب ایشان در دو حوزه مطالعات تاریخی و ادبی چه موقعیتی دارد؟ پرسش بنیادی دیگری که در جهان ذهنی زرینکوب مطرح است، چگونگی جمع میان «دلدادگی به سنت» و «رفتار علمی مدرن» است. زرینکوب چگونه توانست بدون گسست از ریشههای بومی و اسلامی، موازین علوم انسانی جدید را در تحقیقاتش پیاده کند؟ فهمی که از زرینکوب میتوان عمومیت داد، ان