نگاهی به نمایش «مدهآ» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی؛
دو زن، یک تراژدی و چند حرف آشنا نگاه زنانه در نمایش «مدهآ» نعیمی در بسیاری از لحظات در سطح بیان باقی میماند. یعنی نمایش درباره رنج زن سخن میگوید، اما این رنج را به تجربهای پیچیده، چندوجهی و دراماتیک تبدیل نمیکند. در نتیجه، «زن» در این اجرا بیش از آنکه یک سوژه پیچیده و متناقض باشد، به حامل مجموعهای از مفاهیم از پیش آشنا تبدیل میشود که شامل زن رنج کشیده و زن تنها و درغربت افتاده میشود. تراژدی مدهآ از دل مجموعهای پیچیده از تناقضها مثل عشق و نفرت و خشونت و انتقام شکل میگیرد و همین تناقصهاست که شخصیت مدهآ را پس از قرنها همچنان زنده نگه میدارد. هر خوانش معاصری از مدهآ باید به پرسش تازهای درباره این تناقضها پاسخ دهد و اگر خالق اثر نتواند پرسش تازهای خلق کند و پاسخی خلاقانه و نو برایش بیاورد، اثرش در حد شعار باقی میماند و تکرار همان حرفهایی میشود که پیش از این بارها در سینما، تئاتر و ادبیات گفته شدهاند. یکی از ضعفهای اساسی «مدهآ» را میتوان در فاصله میان مضمون و فرم جستوجو کرد. ایدههای اجتماعی و سیاسی نمایش اگرچه میتوانند بحثبرانگیز باشند، اما فرم اجرایی به اندازه